محمد بن عبد الله بن عمر
159
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
وى ، جعفر بن أبي طالب * علم برگرفت وأسب خود را پى كرد « 1 » تا به هزيمت نرود ، وجنگ مىكرد تا شهيد شد . بعد از وى ، عبد اللّه بن رواحه برگرفت وپيش ايستاد ، وأو را نيز شهيد كردند . بعد از وى ، لشكر اتّفاق كردند ، وأميري به خالد بن الوليد دادند . وعلم برگرفت . كفّار لشكر اسلام در ميان گرفته بودند . وخالد روى در كفّار نهاد وجنگ مىكرد تا ايشان به هزيمت كرد ، ومسلمانان را از ميان كفّار بيرون آورد . ودر حال كه اين واقعه بر لشكر اسلام افتاده بود . سيد ، عليه السلام ، صحابه را در مدينه خبر بازداده بود . وبه خانهء جعفر رفته وگريسته وفرزندانش نوازش فرمود . وأهل خانهء خود را فرمود تا طعامي ساخته كنند وبفرستند . وچون لشكر بازمىگشتند ، با أهل مدينه استقبال فرمود ، وپسر جعفر پيش خود بازگرفت ، عليه الصّلاة والسّلام « 2 » . غزو بيست وپنجم - غزو فتح مكة چون لشكر اسلام از غزو مؤتة بازگرديدند . سيد ، عليه السلام ، در دهم رمضان سنهء ثمان « 3 » از مدينه « 4 » بيرون رفت به فتح مكة ، با ده هزار سوار وپياده . وأبو رهم كلثوم بن حصين بن عتبه به نيابت خود در مدينه نصب فرمود . وسبب اين غزو آن بود كه قوم بنى بكر [ كه ] همعهد قريش بودند ، يكى از قوم خزاعة ، كه همعهد سيد ، عليه السلام ، بودند ، به قتل آوردند ونقض عهد كردند . هر دو قوم مصاف كشيدند ، وقريش به معاونت قوم بنى بكر برفتند وقوم خزاعة را به هزيمت كردند . وبديل بن ورقاء كه [ رئيس ] « 5 » قوم خزاعة بود ، با جمعى به مدينه آمد به خدمت سيد ، عليه السلام ، ومدد ونصرت خواست . سيد ، عليه السلام ، ايشان را وعده داد * وبازگردانيد وبه ترتيب جنگ مشغول گشت . وقريش چون نقض عهد كرده بودند ، أبو سفيان بن الحرب را به مدينه فرستادند ، به خدمت سيد ، عليه السلام ، تا تجديد عهد كند . ودختر أبو سفيان ، أم حبيبه ، در نكاح ، سيد ، عليه السلام ، بود ، وچون أبو سفيان آمد ، أول به حجرهء سيد ، عليه السلام ، رفت ودختر را پرسش كرد . وفراش سيد ، عليه السلام ، افكنده بود ، وأبو سفيان قصد كرد تا بر آن نشيند ، وأم حبيبه [ فراش ] درهم كشيد ونگذاشت كه پدرش بر آن نشيند . گفت : اى دختر ، فراش از پيش پدر برمىگيرى ؟
--> ( 1 ) . پى كردن : رگ وپى انسان يا حيوان را به شمشير قطع كردن ( معين ) ( 2 ) . غزو موته در سيره ، ص 851 - 861 ، آمده است . ( 3 ) . بنابر قول ابن إسحاق وواقدى ، رمضان سال هشتم هجرى قمري ( 4 ) . در أصل : مكة ( 5 ) . كلمات داخل [ ] از ص 862 سيره ، نقل شد .